نمیگم دوست ندارم همیشه اسمت رو بگم 
نمیگم دوست ندارم که دیگه یادت بکنم
نمیگم که دوست دارم خم روی ابروم بیارم
ولی وقتی که دلت با دل من همخونه نیست
چه توقع داری که با دل تو من بمونم .
میدونم وقتی تو چشمای کسی عشق بشینه
دیگه جایی برای نفرت و دوری تو چشاش نمی مونه
من میگم وقتی کسی دیگری را دوست نداره
نه که نفرت شایدم جدایی درمون دله
من میگم وقتی دلی سنگ صبور دلی نیست
واسه چی سنگ بزنه شیشه دل را بشکنه
نمیگم عهدی را که با دل تو بستم می شکنمش
ولی عهدی که شکستی با چی پیوند بزنم
نمیگم یادم میره شبنم رو گلدونای شمعدونی 
نمیگم یادم میره عشق که اومد غم دیگه جائی نداره
ولی وقتی کسی رفت عهدی نموند
واسه چی زل بزنم به راهی که دیگه هیچ مسافری نداره