تبليغاتX
!!!alester!!!

نمیگم دوست ندارم همیشه اسمت رو بگم ta ra neh ha

نمیگم دوست ندارم که دیگه یادت بکنم

نمیگم که دوست دارم خم روی ابروم بیارم

ولی وقتی که دلت با دل من همخونه نیستta ra neh ha

چه توقع داری که با دل تو من بمونم .

میدونم وقتی تو چشمای کسی عشق بشینه

دیگه جایی برای نفرت و دوری تو چشاش نمی مونه

من میگم وقتی کسی دیگری را دوست نداره

نه که نفرت شایدم جدایی درمون دله

من میگم وقتی دلی سنگ صبور دلی نیست

واسه چی سنگ بزنه شیشه دل را بشکنه

نمیگم عهدی را که با دل تو بستم می شکنمش

ولی عهدی که شکستی با چی پیوند بزنم

نمیگم یادم میره شبنم رو گلدونای شمعدونی ta ra neh ha

نمیگم یادم میره عشق که اومد غم دیگه جائی نداره

ولی وقتی کسی رفت عهدی نموند

واسه چی زل بزنم به راهی که دیگه هیچ مسافری نداره

 Upgrade your email with 1000's of emoticon iconsUpgrade your email with
 1000's of emoticon iconsUpgrade your email with 1000's of emoticon iconsUpgrade your email
 with 1000's of emoticon icons

+ نوشته شده در  شنبه سی ام اردیبهشت 1385ساعت 18:1  توسط alester  | 

 
قصه بی پايان دل من
 
 
 
یاداون روزا
 
 یــاد اون روزا بـه خـیر
 
 روزای خــوب و قشنــگ
 
روزای عــاشــقیــمـــون
 
لــحـظـه هــای رنــگــارنـــگ
 
یـــاد اون چــشـــمــا بــه خـیر
 
چــشــمــای پـــاک و نـــجــیب
 
اونــــا کــــه هـیـچ چـیـزی رو
 
 بـه غـیر از، چـــشمام نمیدید 
 
یـــاد اون دســتـا بـه خــیــر
 
دســتـای نــرم و لـــطـیـف
 
چــــه نـــوازشـــها کـه اون
 
روی مـــو هــام مـــی کـشیـد
 
یـــاد اون روزا بــه خـــیر
 
یـــاد اون روزا بـــه خــیر
 
حــالــا کـــه سرنوشــتـمـون
 
ایـــن جـــوری شـــدن جـــدا
 
دل تـــو مـــیــخـواد بـــشـــه
 
بـــا کـــســی دیــــگــه آشـنا
 
تـــو داری خوشبخت مـیـشی
 
زیـــر ایـــن چـــرخ کـــبـود
 
اگــــه  غیراز ایــــن بـشـه
 
دیـــن تــو ، به من چه سود؟
 
نـــــکـــنــه یـــه روز دیـگه
 
بــــیــای فقـــط نـــگـام کـنـی
 
مــن از تــو چـشـمات بـخـونم
 
از رفــــتـــنـــت ، پــشیـمونی
 
اون وقـت خودت خوب میدونی
 
مــــن حــــلـــالــــت نــمـیـکنم
 
حــتـــی اگــــه داد بــــزنـــی
 
کـه مـیـخوای پــیـشـم بـمـونـی
 
+ نوشته شده در  شنبه سی ام اردیبهشت 1385ساعت 17:58  توسط alester  | 

به زیر باران می روم و هم نوا با گریه ی اسمان می گریم تا کسی اشک های مرا نبیند                                                                                                                                     
به زیر باران می روم و فریاد می زنم تا صدای فریادم با فریاد اسمان یکی شود. به زیر باران می روم تا ناله های دلم با ناله های باد یکی شود و کسی شاهد شکستن روح خسته ام نباشد.                                                                             
به زیر باران می روم و تکیه به همان درخت بید مجنون کنار جاده که یادگاری هایمان را روی ان می نوشتیم به انتظارت خواهم ماند , تا به زیر هر یک از قدمهایت گل سرخی بگذارم.
می دانم خواهی امد و دستان سردم را در دستان گرمت خواهی گرفت تابا هم به سرزمین ارزوها برویم .........
 باران که می آید                                                   
گوش به زنگ صدای تو
تکه تکه ترانه های کهنه را کنار هم می چینم
و همیشه به همین حقیقت تلخ می رسم که :
تو هم با من نبودی   !!!
                                           

+ نوشته شده در  شنبه سی ام اردیبهشت 1385ساعت 17:56  توسط alester  | 

من به تو محتاجم
 
مثل همیشه با رفیق قدیمی که تنهایی نام دارد 
 
 نشسته ام و به تو می اندیشم
به تویی که زندگی ام را از منجلاب مرگ بیرون آوردی
 
و طعم خوش عشق را چشاندی آری من به تو محتاجم
 چقدر ناله ی شبانه سر دهم
 من به  جزتو راهی ندارم
باز برگرد چون منبه تویی که سرتاسر این  زندگی  ,این تار و پود تن , همه مدیون توان
 
  آری من به تو محتاجم .....
دیگر دست محبتی در میان مردم نیست
 
دیگر عشقی پاک و مقدس در میان مردم نیست
 
سفره ی دل مردم همش دروغ است
 
به ظاهر پاک و صادقانه است
 
 
 
 

 

 

+ نوشته شده در  شنبه سی ام اردیبهشت 1385ساعت 17:52  توسط alester  | 

 
 


 
 
من ديديم قلبي عشق گدايي ميكرد
شايد گلي پژمرده باشد
...شايد
لذتي بود در تبسم
لذتي بود در استشمام بهار
لذتي بود در لمس گلبرگ بنفشه
لذتي بود در نگاهي ، ژرف ، ژرفتر از ايمان
به آسمان
لذتي بود در درك سياهي شب
لذتي بود در هم صحبتي شقايق
لذتي هست ... آري ، لذتي
عابرهاي خيابان دل را صدا كنيد ، آرام
بگوييد دلم تنگ شده
بگوييد ، دلم براي يك لبخند ، براي يك صدا ، تنگ شده
بگوييد دلم براي ناله ي ساز ، عشوه رز ، لبخند بهار نارنج
براي استواري سپيدار ، براي آواز رود
دلم براي زندگي تنگ شده
بگوييد ، بگوييد
آرزوي عابران خيابان دل ، تن تقدير را ميلرزاند
بگوييدشان
كسي در شب ، صدايشان ميكرد

قربانت ... 
 Beating Heart
 
+ نوشته شده در  شنبه سی ام اردیبهشت 1385ساعت 17:44  توسط alester  | 

اوني كه مي خواستم عهدشو شكست و
 به پاي یک  عشق جديد نشست و
 چش روي آرزوم هميشه بست و
 پشت مه پنجرمون رها شد
 اوني كه مي خواستم مث اشك چكيد و
 تو طول راه يهو يكي رو ديد و
 صداي از ما بهتر و شنيد و
 به خاطر هيچي ازم جدا شد
اوني كه مي خواستم دل ما رو بردو
 تو راه كه مي رفت به يكي سپرد و
 تو خاطرش ، خاطره ي ما مرد و
 يكي ديگه تو روياهاش خدا شد
 اوني كه مي خواستم دل ازم بريد و
 بين گلا يه گل تازه چيد و
 به اوني كه دلش مي خواس رسيد و
 مثل تموم مردا بي وفا شد
 اوني كه مي خواستم زود ازم گذشت و
 يه روزي رفت و ديگه بر نگشت و
منكر مجنون شد و كوه و دشت و
منكر عشق و بودن با ما شد
 اوني كه مي خواستم زير قولش زد و
با يكي ديگه پيش من اومد و
 به خاطر اون به ما گفتش بد و
 عزيز تر از ديروز و از حالا شد
اوني كه مي خواستم شدش از ما سرد و
 پيغام دادش كه ديگه برنگرد و
 بد بودن ما رو بهونه كرد و
 غيبش زد و يك دفعه كيميا شد
اوني كه مي خواستم ما رو بد شناخت و
 هستي شو پيش يكي ديگه باخت و
 قصر من و با يكي ديگه ساخت و
شكر خدا باز ولي پادشا شد
اوني كه مي خواستم من و داد به باد و
رفت پيش اون كس كه دلش مي خواد و
 زد زير عشقش تا يادش نياد و
 اسم منم جز آدم بدا شد
اوني كه مي خواستم من و زد كنار و
 خزونشو يه جوري كرد بهار و
قايم شدش تو يه عالم غبار و
 تقدير ما مثل موهاش سيا شد
اوني كه مي خواستم آخرش گم شد و
 بازيچه ي چشماي مردم شد و
 وارد عشق صد و چندم شد و
 توي خيال كس ديگه جا شد
+ نوشته شده در  شنبه سی ام اردیبهشت 1385ساعت 17:41  توسط alester  | 

 

اخه چه جور دلت اومد

تنهام بزاري و بري

اخه مگه حرفي زدم

زخم زبوني من زدم

اره همش بهونه بود

مسئله يار ديگه بود

دلت هوايي شده بود

كارم از كار گذشته بود

 برو با يارت عزيزم

 رها كن اين تن من رو

 الهي صد ساله بشه عشق قشنگت عزيزم

اما يك قول به من بده

يارت رو تنها نزاري

كه مثل من اسير بشه

اواره از خونه بشه

 من هم يك قول بهت ميدم

 يه روز فراموشت كنم

قلبمو سنگيش بكنم    

عشقت رو خاكستر كنم

اگه يك روز خواستي گلم

كسي رو نفرينش كني

بگو كه مثل من بشه    

زجر جدايي بكشه

اخه چه جور دلت اومد............

 

تقدیم به....

 

 

 

+ نوشته شده در  شنبه سی ام اردیبهشت 1385ساعت 17:36  توسط alester  | 


به دنبال کسي باش که تو را به خاطر زيبايي هاي وجودت زيبا خطاب کند نه به خاطر جذابيتهاي ظاهريت

Click Here & Join
 Us
To get MORE
wWw.Rozaneh-Group.com


who calls you back when you hang up on him
کسي که دوباره با تو تماس بگيرد حتي وقتي تلفنهايش را قطع مي کني

Click Here & Join Us
To get MORE
wWw.Rozaneh-Group.com


who will stay awake just to watch you sleep
 
کسي که بيدار خواهد ماند تا سيماي تو را در هنگام خواب نظاره کند

Click Here & Join Us
To get
MORE
wWw.Rozaneh-Group.com


wait for the guy who kisses your forehead
در انتظار کسي باش که مايل باشد پيشاني تو را ببوسدحمايتگر تو باشد

Click Here & Join Us
To get MORE
wWw.Rozaneh-Group.com


who wants to show you off to world when you are in your sweats
 
کسي که مايل باشد  حتي  در زماني که درساده ترين لباس  هستي تورا به دنيا نشان دهد

Click Here & Join Us
To get MORE
wWw.Rozaneh-Group.com


 
who holds your hand in front of his friends
کسي که دست تو را در مقابل دوستانش در دست بگيرد


Click Here & Join Us
To get
MORE
wWw.Rozaneh-Group.com


wait for the one who is constantly reminding you how much he cares about you and how lucky he is to have you
در انتظار کسي باش که بي وقفه به ياد توبياورد که تا چه اندازه برايش مهم هستي و نگران توست و
چه قدر خوشبخت است که تو را در کنارش دارد

Click Here & Join
Us
To get MORE
wWw.Rozaneh-Group.com


wait for the one who turns to his friends and says that's her
در انتظار کسي باش که زماني که تو را مي بيند به دوستانش  بگويد اون خودشه[همان کسي  که مي خواستم

Click Here & Join Us
To get MORE
wWw.Rozaneh-Group.com


if you open this you have to repost it ,so that you 'll be showered with only love for the rest of your life
اگر تو اين اي-ميل را باز کني بايد حتما آن را براي چند نفر بفرستي تا باران عشق ومحبت در تمام  طول زندگيت بر تو ببارد

Click Here & Join Us
To get MORE
wWw.Rozaneh-Group.com

+ نوشته شده در  شنبه سی ام اردیبهشت 1385ساعت 17:33  توسط alester  | 

   
به ياد کدامين خاطره اينگونه دست و پا می زنم و به عشق کدامين ياد اينگونه لبريز از اشکم ؟
 گذشته را به ياد دارم ... کودکی ام را ... نو جوانی ام را .
 اينک جوانم . با شوق جوانی . با عشق جوانی .
 امروز در شور لحظه لحظه های جوانی ام بهار را با تمام وجود می پيمايم .
 آری
بهار آمد با تمام رنگها و چهره هايش .
 چهره هايی که هميشه مرا می ترساند .

 
Myspace layoutsبهار هزار رنگ هر سال صورتی متفاوت از سال پيش دارد .
 گاهی زيبا گاهی زشت
 گاهی سياه و گاهی سفيد
 گاهی روشن و گاهی خاموش ...
 سال گذشته برايم رنگی از ديوانگی داشت .
 امسال بهار برای من با رنگی از زهد آمد.
 سالها خواهند گذشت و بهار همچنان با من بازی خواهد کرد.
 بازی که گاهی چنان رعب آور است که خدا را فراموش می کنم .
   
حقيقت اين است که زندگی سخت است وخطرناک .
 اين است که آنها که به دنبال خوشحالی وبهروزی خودشان هستند آنرا نمی يابند.
 اين است که ضعيفان بايد رنج ببرند .
 اين است که آنها که توقع عشق دارند ، نااميد خو اهند شد .
 اين است که آنها که طمع کارند سير نخواهند شد.
 اين است که آنها که در جستجوی صلح و آرامش هستند ، ستيزه می جويند .
 اين است که شادی از آن کسانی است که از تنهايی نمی ترسند .
 اين است که زندگی فقط از آن کسانی است که از مرگ نمی ترسند.
 ای زندگی ! ای ابديت ! ای نيستی ! ای گذشته ! ای گردابهای بی پايان ...
 بااين روزهای پياپی که در کام خود فرو ميبريد چه می کنيد؟
 آخر سخنی بگوييد !
 آيا اين لذت بی مانند را که بدين بی رحمی از ما می رباييد روزی پس خواهيد داد ؟؟
Upgrade your email with 1000's of emoticon iconsUpgrade your email with 1000's of emoticon iconsUpgrade your email with 1000's of emoticon icons
+ نوشته شده در  شنبه سی ام اردیبهشت 1385ساعت 17:28  توسط alester  | 

 

 

راهنمای تلفن 118

تهران       اصفهان       فارس        يزد        چهارمحال و بختياری        کهکيلويه       

گيلان       کردستان        ايلام         اردبيل      مازندران       بوشهر       سمنان        سيستان

زنجان         قم        قزوين         خراسان        کرمانشاه       کيش       کرمان       گلستان

آذربايجان شرقی         آذربايجان غربی       خوزستان          مرکزی     لرستان

 همدان        هرمزگان